الشيخ السبحاني

131

هستى شناسى در مكتب صدر المتألهين ( فارسى )

آن اين‌كه وجود حقيقى ، وجود واحد شخصى است و آن منحصر است به واجب تبارك و تعالى ولى موجود بودن ماهيات « ما سوى اللّه » جز اين نيست كه منتسب به وجود واجب بوده باشند و در صدق مشتق ، قيام مبدأ با مورد لازم نيست ، چنان‌كه در « لابن » و « تامر » واضح است . زيرا مبدأ « تمر و لبن » قائم با فروشنده خرما و شير نيست . با اين‌كه مرحوم صدر المتألهين در اسفار « 1 » اين نظر را مطرود شناخته است ، در برخى از كتابهاى خويش آن را تأييد فرمود ، مثلا در « المبدأ و المعاد » مىفرمايد : « انّ الممكن في مرتبة ذاته لا يكون موجودا أصلا لا في نفسه و لا بنفسه ولا لنفسه ، بل له الوجود الاعتباري النسبي إلى المبدأ الأوّل القيوم بالذات ، و هو الموجود في نفسه بنفسه لنفسه » . « 2 » مع الوصف داورى دربارهء نظريه صدر المتألهين متوقف بر اين است كه تمام كلمات او ديده شود ؛ وى در اسفار صريحا اين نظر را رد كرده ، ناچار مقصود وى در المبدأ و المعاد سلب وجود از ماهيت است و اين كه وجود حقيقتا موجود است و ماهيت موجود بالعرض است و به عبارت ديگر وجود در اتصاف ماهيات به وجود ، واسطه در عروض است نه واسطه در ثبوت ، چنان‌كه ذوق عرفانى بلكه برهان شامخ فلسفى نيز آن را ايجاب مىنمايد و مقصود وى از وجود نسبى ممكنات همان وجود رابط بودن آنها است ، نه اين‌كه اصل وجود

--> ( 1 ) . اسفار ، ج 1 ، ص 74 - 73 . ( 2 ) . المبدأ و المعاد ، ص 23 .